ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1582

سفرنامه شاردن ( فارسى )

وارد مىشد مسدود كردند ، و به جاى آن دروازهء ديگرى ساختند . متصل به دروازهء عباسى كاخ حاجى بيگ شربت چى باشى و كاخ زينب بيگم دختر شاه تهماسب و عمهء شاه عباس كبير است . اين زن بسيار زيبا و دلفريب ، و شاه عباس بزرگ ديوانه وار عاشق و دلباختهء او بود و سخت مايل بود وى را به زنى بگيرد . چند تن از ملايان و ملا باقر يكى از علما اين ازدواج را جايز شمردند ، و مشروع اعلام كردند . امّا ملايان ديگر كه عده‌شان بسيار زياد بود با فتواى ميرزا باقر به مخالفت برخاستند . اين ازدواج را مخالف شرع و حرام دانستند ، و روزى همهء آنان در حالى كه بعضى شمشير و برخى چماق يا چيزهاى ديگر به دست گرفته بودند خشماگين و پرخاشگر بر در حرمسرا رفتند و به غوغا و هياهو و داد و فرياد پرداختند ؛ و اين رسمى است كهن كه اگر بر مردمان ستمى عظيم رود بدين گونه دادخواهى مىكنند . شاه عباس از حرمسرا بيرون آمد ، و سبب غوغا و فريادشان را پرسيد . گفتند ما سر يك سگ ، يك مرتد ، يك برگشته از دين ، يعنى سر ميرباقر را مىخواهيم كه فرمان خدا و احكام كتابهاى آسمانى را با فتواى جايز شمردن ازدواج شاه با عمه‌اش باطل شمرده است ، و مرتكب گناهى بدين بزرگى كه به خيال كافران هم نگذشته ، شده است . شاه عباس تسليم نظر ايشان شد ، و با همه عشق آتشينى كه به عمه‌اش داشت از اين ازدواج صرف نظر كرد . اطلاعات اين ملايان دربارهء احكام دينى مسيحيان بسيار كم و ناقص است . زيرا در اين جريان گفته‌اند ارتكاب گناهى بدين عظمت ، يعنى ازدواج با عمه ، حتى در خيال كافران هم نگذشته است و حال آن‌كه مبلغان مسيحى مىتوانستند به آنها بگويند مسيحيان پيرو كليساى رم در اين گونه موارد وسواسى و باريك بين نيستند و با اين‌كه در ديانت مسيح ازدواج با عمه حرام است ، پاپ در مواردى استثنايى و با گرفتن مبلغى نسبتا زياد اجازه مىدهد . از دروازهء عباسى راه به محلّهء بزرگ بيدآباد مىرسد . اين محله هشتصد و هشتاد و سه خانه ، هشت مسجد ، يازده كاروانسرا ، پنج بازارچه و چهار گرمابه دارد . نزديك دروازهء عباسى دروازهء ديگرى است به نام دروازهء دولت كه عامل اصلى ايجاد آن نيز باورهاى خرافى و اوهام بوده است . كلمهء دولت در زبان فارسى مفهومى بزرگ و عالى دارد ، و معمولا به كاخ سلطنتى كه آن را دولتخانه مىگويند اطلاق مىشود . بارى ، دروازهء دولت به جاى دروازهء ديگرى كه كاملا